X
تبلیغات
مـقـالــه هـای آمـوزشـــی فـارســـی - کارآفرینی
تاريخ : چهارشنبه بیستم مرداد 1389 | 10:19 | نویسنده : امیرحسین

تعاریف كارآفرین


  ریچارد كانتیلون (1730) اولین كسی بود كه این واژه را در علم اقتصاد ابداع نمود و آن را اینچنین تعریف نمود : كارآفرین فردی است كه ابزار تولید را به منظور تركیب به صورت محصولاتی قابل عرضه به بازار  ، خریداری می كند. كارآفرین در هنگام خرید از قیمت نهایی محصولات اطلاع ندارد.

جان باپتیست سی(1803) كار آفرین را فردی میداند كه مسوولیت تولید و توزیع فعالیت اقتصادی خود را بر عهده دارد.

فرانك نایت كار آفرینان را كسانی میشناسد كه در شرایط عدم قطعیت به اتخاذ تصمیم می پردازند و پیامدهای كامل آن تصمیمات را نیز شخصاً می پذ یرند.

طبق نظر كاسون كار آفرین فردی است كه تخصص وی تصمیم گیری عقلایی و منطقی در مورد ایجاد هماهنگی در منابع كمیاب میباشد. وی داشتن توان داوری و قضاوت را عنصری مشترك در تمامی كار آفرینان تشخیص داده است. از دیدگاه كارلند(1984) كار آفرین فردی است كه شركتی را به منظور سود و رشد تاسیس مینماید  و آنرا مدیریت كرده و از آن برای پیشبرد اهداف شخصی استفاده میكند.

همچنین به تعاریف زیر نیز می توان اشاره كرد: كارافرین كسی است كه توانایی آن را دارد تا فرصتهای كسب و كار را ببیند و آنها را ارزیابی كند، منابع لازم را جمع آوری و از آنها بهره برداری نماید، و سپس عملیات مناسبی را برای رسیدن به موفقیت پی ریزی نماید.

كارآفرینان كسانی هستند كه با ایجاد محصولات وخدمات نوین مورد نیاز مردم، درآمد خوبی كسب می كنند. معمولاً گمان می رود كه كارآفرینان در راه اندازی شركتها مهارت دارند در هر حال، آنها، از هیچ، كسب و كارجدید خلق می كنند. انها به رغم مخاطرات بسیار، پیشگام كارهای جدید می شوند.

انواع کارآفرینی

علاوه بر كارآفرینی فردی,در دهه های اخیر دو واژه كارآفرینی درون سازمانی و كارآفرینی شركتی نیز در ادبیات كارآفرینی به میان آمده اند.علت رواج این مفاهیم, هماهنگی با تغییرات محیط اجتماعی و اقتصادی بوده است. پینگات,كارآفرینی درون سازمانی را این چنین تعریف می كند: ً كارآفرین درون سازمانی, رویاپردازی است كه مسوولیت به ثمر رساندن یك نوآوری را در درون سازمان برعهده می گیرد". او ادامه می دهد ً كارآفرین درون سازمانی ممكن است مبتكر یا مخترع باشد اما همیشه فردی است كه می داند چگونه یك ایده را به واقعیتی سودآور تبدیل کند .

كارآفرینی شركتی شامل فعالیت های رسمی و غیررسمی است كه با هدف ایجاد كسب و كار جدید, محصول و فرآیندهای جدید و توسعه بازار صورت می گیرد. تحقیقات جدید سه مفهوم را در تعریف كارآفرینی شركتی نام می برند: تجدید راهبرد(نوسازی راهبردها/تجدید ساختار سازمان, نوآوری(ارائه چیز جدیدی به بازار) و كسب و كار درون شركت (فعالیت های كارآفرینانه شركتی كه منجر به ایجاد كسب و كاری جدید در درون شركت مادر می شوند). تمایل به اینگونه كارآفرینی در پاسخ به افزایش سریع تعداد رقبا,عدم اعتماد به شیوه های سنتی كسب و كار, حركت تعداد زیادی از افراد نخبه به سمت ایجاد كسب و كارهای كوچك مستقل,رقابت بین المللی و نیاز به افزایش بهره وری، افزایش یافته است. در شركت های جدید انقلاب جدیدی به سوی تسهیل امر كارآفرینی درون سازمانی و تقدیر از كارآفرینان درون سازمانی جریان دارد.

چند ویژگی عمده کارآفرینی

كار‌آفرینی مفهومی چند بعدی است كه در زمینه‌های مختلف مورد بررسی قرار می‌گیرد. زمینه اقتصادی از عمده‌ترین این موارد به شمار می‌رود.

همچنین این مفهوم در مطالعه انواع سازمان مورد توجه است. كارآفرینی درباره مردم است. درباره انتخاب‌ها و عملیات آن‌ها در شروع یا به عهده گرفتن مسوولیت یك كسب و كار و یا درگیری آن‌ها در تصمیم‌گیری راهبردی یك شركت و موقعیت شغلی. كارآفرینان گروهی ناهمگون‌اند كه از كلیه بخش‌ها و طبقات اجتماعی در این بخش حضور دارند.

تا كنون در منابع مختلف ویژگی‌های زیادی برای كارآفرینان برشمرده شده است. آمادگی برای پذیرش خطر و تمایل به استقلال و داشتن اعتماد به‌نفس عمده‌ترین موارد در این زمینه به شمار می‌رود. بر اساس تحقیقات انجام شده در كشور انگلستان افرادی كه به شروع یك كسب و كار جدید اقدام كرده‌اند و یا به آن تمایل نشان داده‌اند شخصیت خود را به مراتب خلاق‌تر و تواناتر از سایرین دانسته‌اند. در این مقاله مفهوم كارآفرینی و اهمیت آن در قالب ذكر چند ویژگی مهم مورد بررسی قرار می‌گیرد.

كارآفرینی از خلاقیت و ابداع بهره‌گیری می‌كند

كارآفرینی به منظور كسب موفقیت‌های اقتصادی و تولید ارزش‌های جدید كلیه انگیزش‌ها و ظرفیت‌‌های فردی را تحت پوشش قرار می‌دهد كه این عمل كلیه سازمان‌ها و موقعیت‌های مستقل را شامل می‌شود. كارآفرینی خلاقیت و ابداع را برای رقابت در بازار به كار می‌گیرد كه این عمل می‌تواند به تولید بازاری جدید منجر شود. برای این‌كه یك ایده كاری به موفقیت منجر شود لازم است خلاقیت و ابداع با مقوله مدیریت تركیب شود. همچنین تنظیم و تطبیق این ایده با شرایط محیط برای بهبود و توسعه آن در تمامی بخش‌های زندگی بخش دیگری از زمینه‌های این موفقیت را ایجاد می‌كند. بنابراین این مقوله چیزی فراتر از مدیریت عادی روزمره است. كارآفرینی با راهبرد‌ها و بلندپروازی‌های یك كسب و كار مربوط است.

كارآفرینی حضور گسترده‌ای در فعالیت‌های اقتصادی دارد

كارآفرینی در هر بخش و یا نوعی از شغل ایجاد می‌شود. این فعالیت در مشاغل آزاد و یا شركت‌هایی با هر اندازه و در تمامی مراحل شغلی مانند پیش از آغاز، دوره رشد و حتی دوره انتقال و یا خروج از فعالیت به وجود می‌آید. كارآفرینی برای كلیه شركت‌ها در هر بخشی مناسب است. مشاغل فنی جدید یا سنتی. شركت‌های بزرگ یا كوچك. همچنین این فعالیت برای انواع ساختارهای مالكیت مانند فعالیت‌های شغلی خانوادگی، شركت‌های فعال در بازار سهام، بنگاه‌های اقتصادی اجتماعی(شامل تعاونی‌ها، انجمن‌ها، بنیاد‌ها) و حتی سازمان‌های غیر انتفاعی كه سهم مهمی در فعالیت‌های اقتصادی دارند مناسب است. بر اساس گزارش منتشره از سوی مركز نمایش‌گر كارآفرینی جهانی( GEM  در حدود 7 درصد از كارآفرینان در صورت موفقیت آمیز بودن شغلشان بازار یا بخش جدید اقتصادی ایجاد می‌كنند. این موضوع در حالی است كه محصولات یا خدمات موجود در بازار محصول تولید 70 درصد شركت‌های جدید است. آن هم در بازاری كه پیش از آن رقابت‌ در آن وجود داشته است و همچنین فناوری‌های حساس برای افزون بر یك سال در دسترس بوده است .

كارآفرینی خلاقیت‌های كاری را رشد و توسعه می‌دهد

شركت‌های كوچك اصلی‌ترین تولید كنندگان مشاغل جدید می‌باشند. بر اساس آمار و اطلاعات موجود كشور‌هایی كه آمار بالاتری در زمینه افزایش كارآفرینی دارند رشد بیكاری در آن‌ها به میزان قابل توجهی كمتر است. در دهه 90 میلادی شركت‌های با رشد سریع به میزان قابل توجهی مشاغل جدید ایجاد می‌كرده‌اند. برای نمونه در كشور هلند در سال‌های 1994 تا 1998 میلادی 8 درصد شركت‌های با رشد سریع، افزون بر 60 درصد رشد كار در میان شركت‌های موجود را به خود اختصاص دادند. در كشور آمریكا در سال‌های 1993 تا 1996 میلادی در حدود 350 هزار شركت با رشد سریع تولید افزون بر دوسوم كل مشاغل جدید را به خود اختصاص دادند. از این رو تحقیقات نشان می‌دهد كه كارآفرینی بر رشد اقتصادی اثر مثبت می‌گذارد. در خور توجه است كه رشد اقتصادی با توجه به شاخص‌هایی مانند تولید ناخالص داخلی به عوامل عدید‌ه‌ای دیگری نیز مربوط می‌شود.

علاوه بر این كارآفرینی می‌تواند به همگرایی اجتماعی و اقتصادی در كشور‌هایی كه به لحاظ توسعه عقب هستند كمك كند. این كمك با تشویق به فعالیت‌های اقتصادی و تولید مشاغل جدید و یا فعال ساختن بیكاران و محرومان اجتماعی برای كسب و كار بروز پیدا می‌كند.

كارآفرینی رقابت در كسب و كار را تقویت می‌كند

فعالیت‌های جدید كارآفرینانه و یا آغاز مجدد یك كسب‌ و كار(حتی پس از انتقال یك واحد اقتصادی به مالك جدید) به افزایش بهره‌وری كمك قابل توجهی می‌كند. این فعالیت‌ها فشار را برای افزایش رقابت افزایش می‌دهد و همچنین واحد‌های دیگر را وادار می‌كنند كه یا كارایی خود را افزایش دهند و یا دست به ابداع بزنند. افزایش بهره‌وری و ابداع در واحد‌های شغلی چه در سازمان‌ها، تولید‌ات، خدمات و یا بازار توان رقابت یك اقتصاد به طور كلان را افزایش می‌دهد. این فرایند به مصرف‌كنندگان امكان بهره‌گیری زیاد با قدرت انتخاب بالا و قیمت‌های پایین را می‌دهد.

كارآفرینی توانایی‌های انباشته فردی را آزاد می‌كند

 یك شغل تنها راهی برای انباشت پول و سرمایه نیست. معیار‌های دیگری نیز مانند امنیت، میزان استقلال، تنوع كار‌ها و علایق نیز در یك كسب و كار مورد نظر است.سطح درآمدی بالاتر، افراد را به ارضای نیازهای بیشتری هدایت می‌كند. نیاز‌هایی مانند استقلال و اتكا به نفس نمونه‌هایی هستند كه با توسعه كارآفرینی در افراد امكان بروز پیدا می‌كنند. بر اساس تحقیقات انجام شده در میان خانوار‌های كشور انگلستان افراد در كنار انگیز‌‌ه‌های مادی مانند پول و سمت كارآفرینی را راهی برای ارضای برخی نیاز‌های معنوی خود مانند آزادی، استقلال و كسب جنب و جوش در زندگی انتخاب می‌كنند. در خور توجه است برای كسانی كه نتوانسته‌اند شغل دلخواه خود را انتخاب كنند كارآفرین شدن ممكن است برخاسته از نیاز‌های اقتصادی باشد. كارآفرینی ممكن است فرصت یافتن موقعیت‌های شغلی بهتری را به آن‌ها بدهد. رضایت شغلی در میان كارآفرینان در مقایسه با كارمندان به مراتب بیشتر است. بر اساس تحقیقات انجام شده در حدود 33 درصد افرادی كه شغل آزاد دارند و كارمندی ندارند و 45 درصد افرادی كه شغل آزاد دارند و كارمند نیز دارند از شغل خود رضایت دارند. این در حالی است كه این میزان برای كارمندان در حدود 27 درصد است.

فرهنگ کارآفرینی سازمانی

فرایندی كه بتوان با استفاده از خلاقیت، عنصر جدیدی را همراه با ارزش جدید با استفاده از زمان، منابع، ریسك و به كارگیری دیگر عوامل، به وجود آورد، كارآفرینی گویند. كارآفرینی فقط فردی نیست، سازمانی هم می‌تواند باشد      2000) ،  . (Thompson & ALVY

به عقیده «آرتوركول» كارآفرینی عبارت است از فعالیت هدفمند كه شامل یك سری تصمیمات منسجم فرد یا گروهی از افراد برای ایجاد، توسعه یا حفظ واحد اقتصادی است. از دیگر سو «روبرت نشتات» فرهنگ كارآفرینی را قبول مخاطره، تعقیب فرصتها، ارضای نیازها از طریق نوآوری و تأسیس یك كسب ‌و ‌كار می‌داند. (داریانی، 1380) جامعه­شناسان و روانشناسان، ابعاد فرهنگی و اجتماعی تأثیرات محیط بر فرد و ویژگیهای شخصیتی آن را بررسی کرده­اند. بی­شک در توسعه فرهنگ کارآفرینی نیز عوامل متعددی دخیل هستند که ضروری است، درجه تاثیرگذاری هر یک از آنان مشخص شود.

نظریه­ فرهنگ کارآفرینی پارسنز

پارسنز، جامعه شناس شهیر آمریکایی که نظریه‌های خود را در چهار نظام زیستی، فرهنگی، نظام اجتماعی و دینی بیان كرده است، توسعه فرهنگ خلاقیت و ابتکار را محصول نظام اجتماعی و تحت تاثیر نهاد خانواده و مدرسه می­داند که در پرتو آن، انگیزه کنشگران برای به عهده گرفتن نقشهای تولیدی بالا می­رود. در همین خصوص باید به شیوه جامعه­پذیری، میزان رشد و انسجام شخصیت، استقلال فردی، طرز تلقی از کار در جامعه، سخت­کوشی، پشتکار و وقت شناسی اشاره كرد.

نظریه­ فرهنگ کارآفرینی ماکس وبر

ماکس وبر جامعه­شناس بزرگ آلمانی در تشریح تبیین چگونگی شکل­گیری تمدن نوین صنعتی و سرمایه­داری در مغرب زمین به مفهومی اشاره می­کند که این مفهوم به زبان امروزی، همان فرهنگ کارآفرینی است.

وبر توسعه فرهنگ كارآفرینی را متأثر از چهار عامل تشویق به كار برای سعادت، خطرپذیری برای تغییر سرنوشت، برنامه‌ریزی برای آینده و صرفه جویی می‌داند .

. (Haug & Pardy,1999)

نظریه­ فرهنگ کارآفرینی مك‌كله‌لند

مک کله­لند، روانشناس اجتماعی معاصر، نظریه نیاز به موفقیت را برای اولین بار در مباحث اجتماعی مطرح كرد. وی معتقد بود جوامعی که دارای نیاز به موفقیت پایین هستند، نرخ سرمایه­گذاری، خطر­پذیری در آنها پایین است و به تبع آن توسعه­نیافته هستند و در جوامعی که نیاز به موفقیت بالا است، نرخ سرمایه­گذاری و خطر­پذیری نیز بالاست. در این جوامع، افرادی پیدا می­شوند که کسب و کار جدیدی راه­اندازی می­کنند، شرکت یا واحد اقتصادی را سازماندهی می كنند و ظرفیت تولیدی و بهره­وری آن را افزایش و بهبود      می­بخشند. مک کله­لند چنین افرادی را کارآفرین می­نامد و عواملی نظیر شیوه جامعه       ­پذیری، شیوه­های تربیتی والدین، طبقه اجتماعی والدین، ایدئولوژی حاکم، مذهب و تحرک اجتماعی را عوامل موثر بر توسعه فرهنگ کارآفرینی می­داند. توجه خاص او به فرهنگ در امر کارآفرینی است و مناسبترین نوع جامعه­پذیری را تقویت استقلال فردی و ایجاد اعتماد به نفس می­داند که موجب کارآفرینی می­شود. (Brockhaus & Hurwitz,2000)

ویژگیهای فرهنگ كارآفرینی

- كارآفرینی؛ فرهنگ درك تغییر و كشف فرصت

كارآفرینان و شركتهای كارآفرین، همگام با تغییرات گام برمی‌دارند و می‌كوشند فرصتهای ایجاد‌شده در جریان این تغییرات را كشف و از آنها بهره‌برداری كنند. همگامی با تغییرات، مستلزم بستری فرهنگی است كه به تغییر بها می‌دهد و به استقبال آن می‌رود. بستری كه می‌تواند در صورت لزوم، رهیافتها و عملكردهای سنتی و قدیمی را كنار گذارد و رهیافتهای نوینی را برگزیند (Jeffrey & Baron, 2000).

در عمیقترین لایه‌های فرهنگ كارآفرینی یك باور اساسی نهفته است و آن اینكه:

نمی‌توان در امواج سهمگین تحولات، جزیره‌ای كوچك و باثبات ساخت و با قراردادن حصارهای به ‌ظاهر مستحكم، جامعه را از تبعات مثبت و منفی تحولات، مصون نگاه داشت“.

- كارآفرینی؛ فرهنگ مشاركت

در شركتهای كوچك، كارآفرینی، ساختار سازمانی ساده‌تری دارد و سلسله مراتب، بسیار مختصر و مفید است. درحالی‌ كه در ساختارهای منسجم و گسترده سازمانهای سنتی، سلسله مراتب گسترده‌ای حكمفرماست. در این سازمانها، فرهنگ تضمین امنیت شغلی، در مقابل ”اطاعتشكل می‌گیرد. اما در كارآفرینها بیشتر ساختار شبكه‌ای وجود دارد و به ‌جای فرایندهای عمودی، فرایندهای افقی در آنها جاری است. با كم‌شدن سلسله مراتب و برداشتن مرزها، روابط بیشتر بر مبنای مشاركت و درك متقابل شكل می‌گیرد

. (Jeffrey & Baron, 2000)

- كارآفرینی؛ فرهنگ خلاقیت

كارآفرینان، افراد خلاقی هستند كه ایده‌های نو تولید می كنند و آن را در قالب یك شركت به سرانجام می‌رسانند. به علاوه در شركتهای كارآفرین، كاركنان می‌توانند به دنبال ناشناخته‌ها بروند و روشهای جدید را تجربه کنند. در این شركتها افراد با خلاقیت و ابتكار عمل، تشویق می‌شوند. بها دادان به خلاقیت نه‌ تنها در درازمدت باعث رشد و توسعه شركتها می‌شود،‌ بلكه زمینه مناسبی را برای رشد و شكوفایی استعدادها و ظرفیتهای انسانی فراهم می‌كند. (Jeffrey & Baron,2000)

- كارآفرینی؛ فرهنگ استقلال‌طلبی و قبول مسئولیت

كارآفرینان، افرادی هستند كه روحیه استقلال‌ طلبی (روی پای خود ایستادن) را دارند و حاضرند مسئولیت كار و اشتغال خود (و حتی دیگران) را برعهده گیرند. این افراد معتقدند باید برپایه تواناییها، شایستگیها و فكرهای خود، امرار معاش كنند و اساساً روحیه ”كارمندی“ ندارند. در ساختار سازمانهای گسترده و سنتی امنیت شغلی“ بهایی بود كه در مقابل ”اطاعت“  به كاركنان پرداخت می‌شد. اما در شركتهای كوچكِ كارآفرین، نه ”امنیت شغلی“ به معنای فراگیر آن وجود دارد و نه اطاعت“. در چنین شركتی كاركنان، خودگردان، خطرپذیر و مسئولیت‌پذیرند و همه خود را در برابر منافع خود و شركت و جلب رضایت مشتری، مسئول و پاسخگو می‌دانند. (Joseph & Igor,1999)

- كارآفرینی؛ فرهنگ مخاطره‌پذیری

كارآفرینان، باید مخاطره‌پذیر باشند، یعنی بتوانند نسبت به موقعیت، شرایط، امكانات و در یك كلام آینده خود خطركرده و برای كسب ”موفقیتی محتمل“ مبارزه كنند. باید دولت یا دیگر حامیان مستقل، حاضر به پذیرش مخاطره مورد نیاز كارآ‏فرین باشند و ”سرمایه مخاطره‌پذیر“ برایش فراهم و او را در مراحل مختلف كارآفرینی همراهی كنند. افرادی كه دارای روحیه محافظه‌كاری و یا كارمندی هستند، اســاساً كارآفرینان موفقی نخواهند بود. (Elwood & Eliza,1999)

تفاوت کارآفرین و کاسب

بسیاری از مردم دو عبارت كارآفرین و كاسب را مترادف می دانند. هر چند این دو مفهوم نقاط اشتراك زیادی دارند، اما تفاوتهای معنی داری نیز در این دو مفهوم دیده می شود كه به مواردی از آن اشاره می‌شود.

1 ) تفاوت میزان ثروت (ارزش آفرین) كارآفرین با كاسب:

كسبه سنتی درآمد معمول و متوسطی دارند، اما درآمد یك كارآفرین موفق بیش از حد انتظار است.

2  ) سرعت ثروت کارآفرینی: ثروت كاسب معمولاً طی مدت زمان طولانی جمع آوری می‌شود. اما كارآفرین موفق همین ثروت را طی مدت كوتاه (مثلاً 3 تا 5 سال) كسب می كند.

3  ) ریسك: اقدامات كارآفرینان ریسك بالایی دارد. در حالی كه اقدامات كسبه معمولی چنین ریسكی را ندارد. با این وجود این افراد به خاطر اطمینان از سود قابل توجه آتی و امكان از دست رفتن فرصت های طلایی دست به خطر می زنند. با این همه كارآفرین را نمی توان یك مجنون خطرپذیر دانست. هنر كارآفرین توام با تخمین میزان مخاطره فعالیت ها و دست زدن به ریسك های ارزشمند، عقلائی و محاسبه شده است.

4  ) نوآوری:معمولاً قوه خلاقه یك كارآفرین در نوآوری بسیار فراتر از یك كسبه معمولی است و همین قوه خلاقه است كه قدرت ثروت آفرینی (خلق ارزش) را در وی نسبت به كسبه معمولی فزونی می دهد. قوه خلاقه كارآفرین می تواند در تولید كالا، ارائه خدمت و یا فرایندها بروز نماید.

پرسش هایی که کارآفرینان باید از خود بپرسند:

1- شرکت چه ارزشی را تولید می کند؟

این مهم ترین پرسشی است که هر کارآفرین باید از خود بپرسد. اگر او نتواند در حداکثر سه جمله بیان کند که چرا مشتری به کالا یا خدمت تولید شده توسط شرکت نیاز دارد و باید آن را بخرد. در واقع باید برنامه تجاری خود را از نو مورد بررسی قرار دهد زیرا به احتمال زیاد شرکت در زمینه علت وجود خود با مشکل روبه روست. اگر نیازی وجود نداشته باشد مشتری انگیزه ای برای خرید ندارد و بدون فروش، شرکت از میان خواهد رفت.

2-آیا بازاری مناسب برای محصولات شرکت وجود دارد؟

اغلب کارآفرین ها دچار اشتباهی خطرناک می شوند به این معنا که درباره بازار فروش کالا یا خدمتی که تولید می کنند دیدگاه روشنی ندارند. در حقیقت قبل از آن که بدانند آیا برای ایده تجاری شان بازاری مناسب وجود دارد یا نه شیفته این ایده می شوند. اگر بازار برای کالا یا خدمت تولید شده توسط شرکت به اندازه کافی بزرگ نباشد، رشد فعالیت ها کند خواهد بود و سرمایه گذاران به شرکت جذب نمی شوند.

3-وجه تمایز تولیدات شما و تولیدات رقبا چیست؟

مشتری ها به دلایل کاملا روشن به خرید کالا اقدام می کنند بنابراین اگر کالا یا خدمت شرکت شما مزیتی آشکار نسبت به کالا و خدمات شرکت های رقیب نداشته باشد در ادامه فعالیت خود با مشکل روبه رو خواهید شد. ارایه کالایی ارزشمند که رقبا توان ارایه آن را ندارند از شروط اصلی موفقیت است.

4-تهدید حاصل از ورود رقبای جدید تا چه حد است؟

اگر در حوزه ای پرسود وارد کسب و کار شده اید مطمئن باشید رقبای زیادی به زودی وارد این حوزه خواهند شد. آن ها با استفاده از روش های مختلف در نهایت راهی پیدا خواهند کرد تا کالاها و خدمات شما را با سرعت بالاتر، هزینه پایین تر و احتمالا کیفیت بهتر تولید کنند. به این ترتیب شما برای موفقیت بلندمدت در کسب و کار خود باید به حفظ مزیت رقابتی بیندیشید و همزمان جمعی بزرگ از مشتری های وفادار را تشکیل دهید تا از تهدید تازه وارد ها بکاهید.

5-به چه میزان سرمایه اولیه نیاز است؟

آمارها نشان می دهد در 70 درصد موارد، علت شکست کسب و کارهای جدید کم بودن سرمایه اولیه برای تاسیس شرکت است. راه حل این مشکل پیش بینی میزان مناسب سرمایه اولیه و افزودن مقداری قابل توجه به آن است.

6-برای ادامه فعالیت در سال های اولیه به چه میزان سرمایه نیاز دارید؟

اگر به پرسش شماره پنج توجه نکرده اید به این سوال دقت کنید. این یک واقعیت است که جا افتادن کسب و کارها در بازار و جذب مشتری ها به مدتی زمان نیاز دارد. تا آن زمان هزینه ها باید پرداخت شوند. ضروری است با در نظر گرفتن تمام هزینه ها حداقل برای سه سال نخست فعالیت، ترتیبی دهید که پول کافی داشته باشید. در غیر این صورت تمام تلاش هایتان در میانه راه هدر خواهد شد.

7- منبع تامین مالی شرکت چیست؟

در این زمینه گزینه های زیادی وجود دارد: وام گرفتن از بانک، کمک مالی اعضای خانواده، کارت اعتباری، فروش سهام شرکت یا پیدا کردن سرمایه گذار. هر یک از این روش ها مزیت و نقطه ضعف خاص خود را دارد. بنابراین قبل از دست به کار شدن باید بدانید هر روش در بلند مدت چه هزینه ها و تاثیراتی بر کسب و کار شما خواهد داشت. نکته دیگر این که همواره زمان بندی جریان نقدینگی را مدنظر قرار دهید تا در پرداخت بدهی ها دچار مشکل نشوید.


8- نقاط قوت شما چیست؟

شرکت گوگل الگوریتم های جست وجوی اینترنتی می نویسد، شرکت سیسکو همواره تکنولوژی های جدید به بازار عرضه می کند. شرکت شما در چه زمینه ای تخصص دارد؟ پاسخ ندادن به این پرسش شرکت را دچار سردرگمی و ضرردهی خواهد کرد.

9- نقاط ضعف شرکت چیست؟

 مسلما شما در تمام زمینه ها تخصص ندارید. برای مثال شرکت اپل محصولاتی نظیر ipod و iphone طراحی و تولید می کند اما بازاریابی یا تولید قطعات جانبی آن را به شرکتی دیگر می سپارد. سرمایه گذاری برای تخصص پیدا کردن در تمام زمینه ها بسیار خطرناک است زیرا در نهایت توان شما را از میان خواهد برد. بیاموزید که کارهای خارج از تخصص خود را به دیگران واگذار کنید.

10- عرضه کنندگان چه میزان قدرت دارند؟

صاحبان کسب و کارها نباید برای تهیه مواد اولیه به یک یا تعداد محدودی عرضه کننده اکتفا کنند. تشویق مشتری به خرید کالا به اندازه کافی وقت و انرژی از کارآفرین ها می گیرد اگر عرضه کنندگان نیز بخواهند بر کارآفرین ها فشار وارد کنند، کار بسیار دشوار خواهد بود. قاعده اصلی در این زمینه متعدد کردن منابع تامین مواد اولیه است.

11- قدرت مشتری ها چه میزان است؟

درست شبیه عرضه کنندگان، اگر خریداران محدود باشند می توانند از یک وضعیت جهت فشار وارد کردن بر فروشنده استفاده کنند و متقاضی کاهش قیمت شوند. صاحبان کسب و کارها همواره باید به دنبال مشتری های جدید باشند تا هم سود بیش تری کسب کنند و هم تحت فشار مشتری های محدود قرار نگیرند.

12- محصول را چگونه باید فروخت؟

در این زمینه هیچ راه حل منحصر به فردی که برای تمام شرکت ها مناسب باشد وجود ندارد. برخی شرکت ها بخش فروش را به پیمانکارها سپرده اند و برخی دیگر تمام مراحل فروش را خود انجام می دهند. تدوین برنامه فروش باید بر مبنای استراتژی کلی شرکت و نیز در نظر گرفتن فواید و هزینه های هر روش تدوین شود.

13- پیش بینی های مالی شما تا چه حد دقیق است؟

دقت در روندهای آینده بازار به تمام کارآفرین ها کمک می کند جریان پرداخت و دریافت خود را به شیوه ای موثر تنظیم کنند. در این زمینه دانستن زمان تقریبی ورود سرمایه و زمان پرداخت ها از اهمیت خاصی برخوردار است. بی دقتی در تنظیم این زمان ها ساختار مالی شرکت را تضعیف خواهد کرد.

14- قدرت خرید مشتری ها چه میزان است؟

اگر به این سوال پاسخ غلط بدهید، نباید روی موفقیت بلندمدت کسب و کار خود حساب کنید. حتی اگر کالایی بسیار با کیفیت تولید کنید، در صورتی که جمعی به اندازه کافی بزرگ از مشتری ها نتوانند آن را بخرند کالا روی دست شما خواهد ماند. تعیین قیمت ضمن حفظ کیفیت از مهم ترین اصول جهت جذب مشتری است. اگر ندانید چه قیمتی برای محصول مشتری ها را جذب خواهد کرد، تلاش هایی که برای بازاریابی انجام می دهید بی نتیجه خواهد ماند.

ویژگی های کارآفرینان موفق

گام اول برای كارآفرینی پرسیدن این سؤال مهم از خود است : «آیا من ویژگیهای یك كارآفرین را دارم» ؟

تعدادی از كارشناسان پژوهش هایی در این زمینه انجام داده اند كه آشكار می سازد تمامی كارآفرینان چه زن چه مرد دارای ویژگیهای مشتركی هستند . اما این ارزیابی را خودتان باید انجام دهید . شخص دیگری به شما نخواهد گفت . علاوه بر این ، گسترش طرح ها ، مدیریت زمان و هدایت جزئیات دیگر همگی به عهده شماست . برخلاف تصور عموم ، فردِ كارآفرین هم میتواند درون گرا باشد هم برون گرا . تفاوت عمده این دو در این است كه افراد درون گرا قوای خود را در درون خود متمركز می كنند و اغلب به تنهایی موفق‌تر عمل می‌كنند اما افراد برون‌گرا انرژی خود را به بیرون معطوف می‌سازند و معمولاً در كارهای گروهی موفق‌تر ظاهر می‌شوند. با این حال كمتر پیش می آید كه شخصی دقیقاً در یكی از این دو گروه قرار گیرد.  اكثر افراد در بین این دسته بندی قرار می گیرند . اما كارآفرینان واقعی چه ویژگی‌هایی دارند ؟

1- برای كاری كه انجام می‌دهند میل مُفرط دارند .

2-  كار كشته و ورزیده هستند . خود را در برج های شیشه ای شان حبس نمی كنند .

3-  از توانایی فوق در حداقل یك زمینه كاری برخوردارند .

4- در كاری كه انجام می دهند صاحب اقتدار هستند و پیشرفت تلاش هایشان را ارزیابی می كنند .

 5- گردآوردن گروه خود موفق اند و در جذب افراد ماهر تر و با هوش تر گوی سبقت را از دیگران می ربایند .

6-  دنبال خواسته ها و نیاز هایشان هستند و در حل مشكلات سرسخت و مصمم عمل می كنند .

7-  نیاز خود برای كمك و حمایت دیگران واقف هستند .

8-  دانند موفقیت بدون تعهد كامل به دست نمی آید . محدودیت های پیش رویشان تنها آنهاییست كه خودشان اعمال می كنند .

9- ر انرژی هستند .

10- عتماد به نفس فوق العاده ای برخوردارند .

11- ا فشان بلند مدت است .

12- را وسیله ارزیابی رسیدن به دستاوردهایشان می دانند .

13- حل مشكلات اصرار می ورزند و مهارت كسب بیشترین توفیق با كمترین امكانات را دارند .  

14-  هستند و از درصد ریسك ها می كاهند . از شكست ها درس می گیرند و از واكنش ها و بازخورد ها بهره می جویند .

15- لیت پذیرند و از تمام منابع موجودشان استفاده می كنند .

16- ر دارند شكست و موفقیت در كنترل آنهاست .

5- گردآوردن گروه خود موفق اند و در جذب افراد ماهر تر و با هوش تر گوی سبقت را از دیگران می ربایند .

موفق ترین كارآفرینان لزوماً با هوش ترین و تحصیل كرده ترین اشخاص نیستند . بلكه آنها افرادی خلاق ، با انگیزه ، برخوردار از شمّ قوی و توانا در شناسایی فرصت های طلایی هستند.

مهمترین ویژگی های رهبری کارآفرینی

اشتباهات خود و گروه تان را بپذیرید

یكی از مهم ترین ویژگی های رهبری كارآفرینی این است : رهبر باید فرهنگی ایجاد كند كه در قالب آن اشتباهات پذیرفته شود. پس، اول اشتباهاتتان را قبول كنید و سپس آن را تصحیح نمایید.

به علاوه، شما باید هر یك از افراد گروه را تشویق كنید كه تصمیمات مناسبی در حوزه مسئولیتش اتخاذ كند. حتی اگر برخی از تصمیمات به نتیجه نرسید، برای تلاش زیاد از افراد تقدیر نمایید . كسی را با وجود تلاش صادقانه به خاطر نرسیدن به نتیجه مواخذه یا تنبیه نكنید. بدون شكست در طی مسیر، پیروزی های بزرگ بدست نمی آید.

اشتباهات گریز ناپذیر هستند

كارآفرینان در شروع كار فكر می كنند برای هر چالشی كه با آن مواجه می شوند، پاسخ درستی نیز هست. معمولا پاسخ های خوب متعددی وجود دارد اما یك پاسخ كاملا درست هرگز پیدا نمی شود. كلید حل مشكلات، مشخص كردن پاسخ ها و رویه های برنامه ریزی شده است.

یك استاد رفتار شناسی می گوید: به عالی بودن راضی باشید. متعالی و كامل بودن را به خدا واگذار كنید.

آنگونه كه فكر می كنید درست است، عمل كنید. اما در نظر داشته باشید كه ممكن است اشتباه نمایید.

برخلاف آنچه كه فكر می كنید، پذیرش مسئولیت این امر كه شما هم می توانستید اشتباه كنید، بی نهایت آزادانه است. دانستن اینكه همیشه نمی توانید درست عمل كنید، این آزادی را به شما می دهد كه تلاش نمایید تا آنچه را فكر می كنید بهترین است، در یك لحظه بخصوص از زمان انجام دهید. البته پر واضح است كه همیشه باید برای درست عمل كردن حركت كرد. كسی طرفدار شكست نیست.

آیا می خواهید درست عمل نمایید یا می خواهید یك شركت موفق ایجاد كنید؟

ساختن یك شركت موفق مثل جنگیدن می ماند. شما هدف نهایی را در ذهن دارید، "بردن نزاع" . اما تمام كردن جنگ اصلا مد نظر نیست. دفاع از خود و تصمیمات تان تلف كردن وقت و انرژی است. از اشتباهات درس بگیرید و آنها را از میان بردارید. انتقادات سازنده را بپذیرید و از منتقدان سپاسگزار باشید. هم چنین راهنمایی ها و پند و اندرز كسانی را كه این مسیر را با آزمون و خطا پیموده اند، بپذیرید.

روی شركت شرط بندی نكنید

اشتباهات برخی عمدی هستند و برخی سهوی.

قبل از هر گونه تصمیم گیری غرامت احتمالی اشتباه را ارزیابی كنید. در تمام شرایط سنگ بنای شركت را روی یك تصمیم صرف نگذارید.

شاید الآن زمان مناسبی نیست كه تمام پول نقد شركت را برای تبلیغات چهار رنگ و روی جلد در یك مجله صنعتی خرج كنید.

شاید الآن نباید مواد اولیه از خارج كشور وارد كنید.

شاید نباید 5 دفتر فروش منطقه ای تاسیس نمایید.

اشتباهات ناشی از تلاش بهتر از اشتباهات ناشی از كوتاهی و قصور است

یك موضوع اساسی در تمام این سطور، تمایل به تلاش است . اگر تصمیمی بگیرید و آن را با جسارت و پیش بینی چند نتیجه انجام دهید، در وضعیت روحی بهتری خواهید بود و اگر نتیجه مورد نظرتان اتفاق نیفتد ، تلاش می كنید دلیل آن را ارزیابی نموده و دفعه بعد بهتر عمل نمایید.

برعكس اگر هیچ كاری انجام ندهید و یك نتیجه بد داشته باشید چه مسئله ای ثابت می شود؟
تصمیمات باید با اطلاعات موجود گرفته شود.

اگر شما یك كارآفرین تازه كار و تكنولوژی مدار هستید، احتمالا می خواهید وقتی با تصمیمات مهم مواجه شوید كه تا حد ممكن اطلاعات داشته باشید. اما اطلاعات كامل یك ایده آل است و هرگز به آن نمی رسید.

در حقیقت به تاخیر انداختن یك تصمیم در انتظار بدست آوردن اطلاعات بیشتر ضرر بیشتری می رساند تا اینكه یك تصمیم فوری بگیرید و آن را با نتایج مورد نظر تطبیق دهید.

تمرین، تمرین، تمرین

 ایجاد چنین فرهنگی خیلی آسان نیست. رفتاری است كه اغلب باید یاد گرفته شود. بنابر این آزمون و خطا را تمرین كنید. بدیهی است كه معنای تحت الفظی این عبارت مد نظر نیست. بلكه هدف گفتن این نكته است كه اول شما و بعد اعضای گروه باید آگاهانه، خیلی سریعتر از شیوه ای كه در گذشته داشته اید، تصمیم گیری كنید.

خودتان را بشناسید. علت تعلل شما چیست ؟ چرا؟ مكانیسم دفاعی كه برای اجتناب از تصمیم گیری استفاده می كنید چه هستند؟ اگر آنها را تشخیص دهید، می توانید با آنها مبارزه كنید. اعضای گروه را دور هم جمع كنید و در باره چالش هایی كه شركت با آن مواجه است، صحبت كنید. یكی از مواردی را كه به خاطر دریافت اطلاعات بیشتر بلاتكلیف مانده، مشخص كنید و بپرسید اگر مجبور باشیم امروز تصمیم بگیریم چه كاری باید انجام بدهیم. اگر بازخوردی مشاهده كردید ، فورا آن را اجرا كنید. اگر می خواهید موفق باشید نیاز دارید شجاعتتان را توسعه دهید. باید توان تصمیم گیری خود را تقویت كنید و در درونتان به این باور برسید كه بعد از تاریكی روشنایی فرا می رسد. می بایست اشتباهات را به مشابه یك فرآیند تجربه اندوزی در نظر بگیرید. شما فقط می توانید مطمئن باشید كه آنجا بوده اید و كار را انجام داده اید. سعی كنید ظرفیت ذهنی و تجربه اتان را گسترش دهید. هم چنین باید این عقاید را در نهاد هر یك از افراد شركت پرورش دهید. وقتی كار گروه شما در رده پایینی است باید به این باور برسید كه افراد گروه سعی دارند كارشان را آنطوریكه باید، انجام بدهند و چاره جویی فی البداهه را یك نیاز می بینند. از طرفی، همانطوریكه رقیبان به فکر خارج شدن شما از دور رقابت هستند، تلاش كنید تصمیمات درست را اتخاذ نمایید . در صورت پیشرفت امور به این روال شما و عوامل اجرایی گروه، پیروزی را جشن خواهید گرفت.

ویژگی های کارآفرینان همواره موفق

1سخت کوشی: این دسته از افراد کارآفرین هر روز صبح زود از خواب برخاسته، اجرای برنامه روزانه را که از قبل آماده کرده اند آغاز می کنند. به ندرت از ایشان گله و شکایت می شنوید. آن ها از دیگران عملکرد مثبت انتظار دارند اما از خود عملکردی عالی می خواهند. گام نخست موفقیت مداوم ایمان به این واقعیت است که تلاش ثمر می دهد.

2-کنجکاوی و اشتیاق به آموختن: کسانی که در همه امور خود موفق هستند همواره مطالعه می کنند، می پرسند و فرا می گیرند. در این زمینه تفاوت آن ها با بقیه این است ایشان آنچه را که می آموزند به کار می گیرند. موفقیت مداوم به معنای از برکردن اطلاعات نیست بلکه به معنای به کارگیری یا استفاده از دانش به شیوه ای جدید و متناسب با شرایط محیط است. آن ها در حوزه کار خود یک متخصص هستند و در عین حال اطلاعات عمومی زیادی دارند.

3-برقراری ارتباط اجتماعی: کارآفرین های موفق با افراد بسیار زیادی آشنا هستند و روابط عمومی خوبی دارند. ایشان در بسیاری از زمینه های تجاری افرادی را می شناسند که می توانند موانع را از سر راه آن ها بردارند. این گروه از افراد در جمع های خانوادگی، فامیلی، صنفی و اجتماعی شرکت می کنند و سعی می کنند با افراد ذی نفوذ ارتباط برقرار کنند.

4- رشد شخصیت: افراد موفق غیر از آن که در حوزه فعالیت های شغلی همواره به آموختن مشغولند، توانایی های شخصیتی خود را نیز افزایش می دهند. آن ها ارتقای توانایی های درونی و فراگیری مهارت های رفتاری را از ضروریات دانسته و در این جهت اقدام می کنند. بر خلاف افراد دیگر، موفق ها هنگامی که تحمل نقایص را ندارند به جای رنج کشیدن آن ها را رفع می کنند.

5-خلاقیت: کارآفرین های موفق به شکلی خارق العاده خلاق هستند. آن ها دایما از خود می پرسند: «چرا نه؟» و همواره به امکان های جدید، فرصت های آتی و راه های مقابله با چالش ها فکر می کنند در حالی که افراد معمولی هر چالشی را یک شکست بالقوه می بینند، افراد موفق آن ها را فرصت هایی برای یادگیری می دانند.

6-مسوولیت پذیری و اتکا به خود: این گروه از افراد درباره سرزنش دیگران نگران نیستند و وقت خود را با گله و شکایت هدر نمی دهند. آن ها تصمیم می گیرند و اقدام می کنند. گاه مورد سرزنش قرار می گیرند اما با صبر به برنامه ای که از پیش تدوین کرده اند عمل می کنند، ابتکار عمل را در دست گرفته و مسوولیت موفقیت هایی را که کسب می کنند بر عهده می گیرند.

7-آرامش: حتی در زمینه اضطراب نیز افراد موفق توازن را حفظ می کنند. آن ها ارزش شوخ طبعی، صبر و برنامه ریزی را می دانند در نتیجه به ندرت وحشت زده می شوند و واکنشی عمل می کنند. مدیران موفق آرام هستند، سوالات درست می پرسند و حتی در بحران ها با آرامش تصمیم قاطع و صحیح می گیرند.

8- زندگی در زمان حال: آن ها می دانند که «اکنون» تنها زمانی است که قادرند آن را کنترل کنند بنابراین انرژی و وقت خود را صرف تاسف خوردن درباره گذشته آنهایا نگرانی از آینده نمی کنند. به همین دلیل مشاهده می شود که مقدار زیادی کار در روز انجام می دهند یعنی حداکثر استفاده را از هر روز می کنند و به جای هدر دادن زمان از آن استفاده می کنند. آن ها اقدام می کنند زیرا هر کاری بهتر از تصمیم نگرفتن است.

9- بصیرت: درک تحولات عمده در جهان و تاثیری که این دگرگونی ها بر کسب و کارهای کوچک و متوسط می گذارد از مهم ترین ویژگی های کارآفرین های موفق است. آن ها به تحولات و تغییراتی توجه می کنند که از دید دیگران پنهان می ماند. به این ترتیب با آن که در زمان حال زندگی می کنند، به آینده نیز توجه دارند.

10- اقدام فوری: کارآفرین های همواره موفق نسبت به تحولات فورا واکنش نشان داده و از ادامه ضرردهی جلوگیری می کنند. برای مثال اگر یک ارتباط تجاری سودده در حال ضعیف شدن است فورا اقدام کرده و آن را تقویت می کنند. گاه آن ها به این نوع اقدامات شخصا تمایلی ندارند اما چون برای موفقیت کسب و کار ضروری است آن را انجام می دهند. همچنین این افراد در هر زمان فقط یک کار و مفیدترین کار را انجام می دهند. کسانی که چند کار را همزمان انجام می دهند در واقع هیچ کدام را درست به پایان نمی رسانند.

11-رویکرد مثبت: رویکرد منفی تاثیری بسیار مخرب بر زندگی فرد و کسب و کار او دارد. نگاه به جنبه های منفی هر وضعیت ذهن را نسبت به امکان های مثبت آن وضعیت می بندد و امکان استفاده از آن را از میان می برد. برعکس، نگاه مثبت باعث افزایش انرژی فرد شده و او می تواند جنبه هایی را مشاهده کند که دیگران توجهی به آن ندارند. گاه توجه به یک نکته کوچک در موفقیتی بزرگ موثر است.

12- استقامت: در حالی که افراد عادی هر شکست را توجیهی برای تسلیم شدن تلقی می کنند، کارآفرین های موفق شکست ها را بازخورد مثبت و مفید برای اقدام درست بعدی می دانند. آن ها از شکست راضی نیستند اما ترس از شکست آن ها را از اقدام باز نمی دارد.

نکته بسیار مهم این است که این ویژگی ها در ترکیب با هم موثر هستند و به فرد امکان موفقیت همیشگی را می دهند. برای مثال چون افراد موفق ارتباط های اجتماعی قوی دارند، می توانند در زمینه های مختلف از مشاوره دیگران استفاده کنند. همچنین چون همواره می آموزند تغییرات را هوشمندانه مدیریت می کنند و... توجه داشته باشید که هیچ یک از این ویژگی ها به ارث نمی رسند بلکه هر فرد می تواند و باید آن ها را در خود پرورش دهد.

اول بررسی بعد کارآفرینی

موقعیت زیر را در نظر بگیرید : شخصی یك شركت نرم افزاری تأسیس می كند و آرزوهای زیادی در سر دارد . این كارآفرین یك بار یك شركت تأسیس كرده كه عملكرد خوبی داشته و امیدوار است كه كسب و كار دومی نیز به خوبی نتیجه دهد .

او آنقدر به پیروزی این كارش امیدوار است كه بدون این كه از سرمایه گذاران دیگری كمك بخواهد ، 150 هزار دلار از سرمایه شخصی اش را صرف این كار می كند . بعد از این كه او كسب و كارش را به راه می اندازد . تصمیم می گیرد كه اوضاع بازار را ارزیابی كند و با كمال تعجب می فهمد كه سه شركت دیگر نیز خدماتی مشابه او ارائه می كنند و كالاهایشان نیز مثل تولیدات اوست .

بسیاری از كارآفرینان بازار را ارزیابی نمی كنند و وقت و هزینه گزافی را صرف راه اندازی كسب و كارشان می كنند ، این كار كه كارآفرینان در كارشان درمی مانند و هنگام مواجهه با بازار رقابتی پیچیده مایوس می شوند ، می تواند به علت این باشد كه آنها از این كه وقت و هزینه ای را صرف بررسی اوضاع بازار كنند می ترسند و شاید هم به واقع  نمی دانند كه چطور اطلاعات لازم را به دست بیاورند و گیج شده اند .

می توان برای حل این مشكل و ارزیابی درست بازار و رقیبان از منابع زیر استفاده كرد :

1- استفاده از مجلات ، ژورنال ها ، اینترنت ، خدمات مالی و بانك های اطلاعاتی دولت .

 2-انجمن های صنعتی ، مجامع و نمایش های تجاری فروش.انجمن های صنعتی می توانند درباره صنعت ، جریان های غالب بر بازار ، تعداد شركت ها ، گستره بازار و مسائلی نظیر اینها مطالبی ارائه كنند . در مجامع و جلسات صنعتی و تجاری می توان سخنان مشاوران و رُقبا را شنید و با افراد برجسته صنعت دیدار و گفتگو كرد .

3- مراجعه به رقبا نیز روش دیگریست . گرچه ممكن است این روش كمی عجیب به نظر برسد اما بیشتر این رقبا می توانند شركای آینده شما باشند . وقتی كه شما می خواهید شركت خود را گسترش دهید یا هر دوی شما بخواهید خلاء ها و كاستی های یكدیگر را برآورده كنید ، می توانید شراكت كنید .

همچنین وب‌سایت‌های رقبای شما منبع خوبی برای كسب اطلاعات هستند. شما می‌توانید از طریق خرید كالای رقیبتان از مشخصات كالاها، خدمات مشتریان و روش فروش آنها مطلع شوید.

4- منابع تامین‌كننده كالاها كه توزیع‌كنندگان و عمده‌فروشان هستند نیز می‌توانند به شما كمك كنند. آنها می‌توانند اطلاعات خوبی به شما ارائه كنند. اطلاعات ارزشمندی چون چه چیزهایی بازار فروش دارد، تفاوت كالاهای گوناگون چیست، چه شركت‌هایی موفق هستند و مشتریان در حال حاضر و در آینده به دنبال چه هستند.

5- یكی از مهم‌ترین منابع كسب اطلاعات، رو در رو صحبت كردن با مشتریان است. این كار می‌تواند رقبا را به شما بشناساند. همچنین می‌تواند از دیدگاه مشتریان نسبت به نقاط ضعف و قوت بازار آگاه شوید.

وقتی رقبای خود را بشناسید و از چند و چون بازار آگاه باشید، از هزینه‌ها كاسته خواهد شد، فرصت‌های كسب درآمد بیشتر فراهم می‌شود و می‌توانید تصمیمات موثرتری اتخاذ كنید. واضح است كه هیچ مدیرعاملی از این كه قبل از كارآفرینی بازار را ارزیابی كرده، پشیمان شده است.

وقتی کارآفرین بازاریابی نمیداند

درباره شروع یک کسب و کار مستقل، کارآفرینی، ملاحظات، پیش فرض‌ها و آگاهی از چند و چون آن حوزه مورد نظر و علاقه و میل به کار، ریسک‌پذیری و... صدها مطلب دیگر، بسیار سخن گفته شده است.

درباره بازاریابی هم این طورست. ولی بین شروع یک کسب و کار و آغاز پروسه و طرح بازاریابی، شکاف کوچک ولی مهمی وجود دارد که بسیاری از کارآفرینان تازه کار به آن برمی‌خورند و آن نداشتن کوچکترین ایده‌ای راجع به بازاریابی کالا و خدماتشان است. جالب اینجاست که این‌ها در اغلب موارد کارآفرینان و صاحبان مشاغلی خلاق، علاقه‌مند و آگاه از مشکلات و بازار رقابتی پیش رویشان هستند ولی نمی‌توانند روشی برای بازاریابی کسب و کارشان پیدا کنند. متاسفانه این همان شکافیست که می‌تواند یک تکنسین، یک لوله‌کش، یک پزشک یا یک معلم ماهر، حاذق و توانا را شکست دهد. اگر کسی صاحب کسب و کار و مهارتی را نشناسد چطور به او مراجعه کند؟!

شاید شما هم به این مشکل برخورده باشید، توصیه‌های زیر مفید و سودمند واقع خواهند شد و خطوط راهنما را پیش چشمانتان ظاهر خواهند کرد:

- گام اول، شناخت بازارست، شناخت کل بازار یک مسئله مهم است و شناخت بازار هدف حرفی بسیار مهمتر و حیاتی‌تر، مردمان بازار هدف کسانی‌اند که بقا و دوام کسب و کارتان به تصمیمات آن‌ها بستگی دارد. یک کسب و کار به غیر از شرکای تجاری و طرف‌های معاملات تجاریش، با عده زیادی از مردمان بازار هدف، طرف معامله است. آن‌ها کالای شما را می‌خرند و در قبالش پول می‌پردازند و شما هم وظیفه دارید، نیازها و خواسته‌های مشتریان خود را برآورده کرده مشکلاتشان را حل نمایید و گرهی از کار‌شان بگشایید. چطور می‌توان به کسی خدمت کرد که از او چیزی نمی‌دانیم و از خواسته‌ها، امیال، سلیقه‌ها و مشکلاتش بی‌اطلاعیم؟

مردمان بازار هدف مشخصه‌های گوناگونی دارند که چند تا از مهمترینشان را برمی‌شمریم.

دانستن پاسخ سوالات زیر در آغاز کار ضروری هستند و بدون این جواب‌ها کاری از پیش نخواهد رفت.

1-این گروه در چه رده سنی قرار گرفته‌اند؟ و بیشتر زنان هستند یا مردان؟ نیازهای جوانان 16 تا 25 ساله با خواست‌های افراد میانسال 35 تا 50 ساله متفاوت است.

2- کجا زندگی می‌کنند؟

مرکز شهر، حومه شهر، خانه‌های ویلایی،‌آپارتمان و نکات ظریف دیگرند که بین دو گروه از مشتریان بالقوه تمایز ایجاد می‌کنند.

3- چقدر درآمد دارند؟ شاید این از مهمترین پرسش‌ها باشد. عرضه کالاهایی مرغوب،‌مورد نیاز و متناسب با سلیقه‌ حاصلی مردمان بازار هدف که پرداخت قیمتش در توان آن‌ها نباشد، نخواهد داشت.

4- رسانه‌ها،‌ لغتی است که انگار بازاریابی و تبلیغات را به یادمان می‌اندازد و قبل از هر چیز آگهی‌های بازرگانی تلویزیون و پس از آن تصاویر مجلات و روزنامه‌ها به ذهنمان خطور می‌کند. هر روزنامه،‌مجله، ایستگاه رادیویی و کانال تلویزیونی، عده خاصی و گروه مشخصی از مردم را بیشتر جذب می‌کند. حتما شنیده‌اید که یکی از اطرافیان گفته: من فقط این مجله را می‌خرم یا این روزنامه همانیست که مطالب دلخواهم را دراد یکی از همین گروههای ویژه و هوادار یک رسانه مشخص، می‌تواند جزو بازار هدف شما نیز باشد.

- 5آگاهی از میزان تحصیلات گروه هدف ،‌ فاکتور کمک کنند در این جهت است و تا اندازه زیادی نوع و سطح مجلات و روزنامه‌های مورد مطالعه و کانال‌های تلویزیونی و رادیویی محبوبترشان را مشخص می‌نماید. به عبارتی پاسخ پرسش‌های اول در یافتن نوع رسانه‌ای که برای معرفی کالا و خدمات شما سودمند باشد، نقشی عمده دارند. رده سنی مشتریان بازار هدف، نیز تاثیرگذار در نوع رسانه انتخابی‌شان است. یک معلم باز نشسته شصت ساله و یک معلم سی ساله دلمشغولیها و علاقه‌مندیهای متفاوتی دارند.

-6 محل زندگی هم بعضی اوقات ساکنانش را به انتخاب رسانه‌ای محدود می‌کند. یک روزنامه نه چندان مشهور برای ساکنان یک شهرک کوهستانی، شناخته شده نیست. تلویزیون و رادیو ابزارهایی تقریبا فراگیرند.

-7 مخاطبان هر سن، شغل و درآمدی که داشته باشند و در هر کجا که زندگی کنند، یک بازاریاب موفق سعی می‌کند که از طریق رسانه مورد پسند آن‌ها به ذهن‌ها و خانه‌هایشان راه یابد.

- 8یکی از ایستگاه‌های رادیویی محلی،‌زنان هجده تا سی ساله را مخاطب قرار می‌دهد. هفته نامه‌ای در همان منطقه برای رفع نیاز صاحبان بنگاههای معاملات ملکی، چاپ می‌شود یک ماهنامه تخصصی صنعتی هم در همان منطقه به چاپ می‌رسد ولی مخاطبان او در سراسر کشور پراکنده‌اند و صنعتگرانی در آن زمینه تخصصی هستند.

-9 همه کسب و کارهای موفق، بازاریابی دارند که توانسته‌اند این مجاری را بیابند و خودشان را با مهارت در آن جای دهند. گاهی اوقات ممکن است ندانید که مخاطبان یک کانال تلویزیونی یا یک ایستگاه رادیویی یا مجله، بیشتر چه کسانی هستند. در این حالت بهترین راه اینست که از مدیر فروش آگهی‌هایشان سوال کنید. آن‌ها فواصل زمانی مشخص نظرسنجی انجام می‌دهند تا میزان محبوبیت خودشان و نوع مخاطب نشان را بشناسند. به طور مثال ممکن است به تصور شما، این مجله یا هفته‌نامه، مخاطبان شما را در بین خوانندگانش نداشته باشد ولی مدیر فروش عکس این مطلب را خواهد گفت برعکس قضیه هم بسیار روی می‌دهد.

-10 به خاطر بسپارید که رسانه‌ها فقط به تلویزیون و نشریات محدود نیست. یک تبلیغات گران و پرزرق و برق تلویزیونی می‌تواند شما و کسب و کارتان را معرفی کند و چند خودکار و لوازم‌التحریر رایگان و راحت و مناسب که نام و علامت کسب و کار شما را با خود داشته باشد نیز معرف همان صاحب آگهی تلو یزیونیست.

- 11در به کارگیری رسانه‌ها دقت کنید. تبلیغاتی که دوام و استمرار داشته باشد پاسخگوست. بله حضور در تلویزیون، رادیو، چند مجله و یک روزنامه مشهور، وسوسه‌کننده است و اگر در هر کدام از این مجاری تبلیغاتی قوی ظاهر شوید. تاثیری به مراتب بیشتر را شاهد خواهید بود. ولی این مخصوص کسب و کارهای بزرگ است. شما تازه کار و نوپایید. پس رسانه‌ای که بین مشتریان بالقوه‌تان بیشترین طرفدار را دارد، برگزینید و قوای بازاریابی را به آن سو متوجه کنید. مخاطبان باید بارها،‌ بارها و بارها درباره شما بشنوند و آن قدر که نامتان را به خاطر بسپارند. قانون مشهوری در بازاریابی هست که به "قانون هفت" شهرت دارد. به این مفهوم که مشتری احتمالی باید پیش از این که به خرید اقدام کند، حداقل هفت بار نام و جملات کلیدی کسب و کارتان را شنیده باشد.

در ضمن یک رسانه و استفاده از آن هم دقت می‌خواهد چون اگر خیلی گران باشد، نمی‌توانید هفته‌ها از آن استفاده کنید. پس رسانه ارزانتری را انتخاب کنید که بودجه‌تان اجازه دهد مدتی طولانی در آن ظاهر شوید.

- 12از فایده کالا صحبت کنید نه از خودش. مشتری می‌خواهد بداند که آیا پس از خریدن این کالا و استفاده از این خدمات، تغییر مثبتی در زندگیش حاصل خواهد شد یا این که پولش را هدر داده و جسمی اضافی و بی‌ مصرف را به خانه‌اش اضافه خواهد کرد. از خودتان بپرسید که آیا کالا و خدمات من می‌تواند به مشتریان کمک کند و اگر پاسخ را مثبت دیدید چگونه و از چه طریقی؟ از زبان یک مشتری و کسی که به سراغ کسب و کارتان آمده با مشتری بالقوه‌تان سخن بگویید و از احتیاجات و انتظاراتش پرس‌وجو کنید. زمان چیزی است که همگی مردم جهان رنگارنگ و پرهیاهوی امروز از کمبودش شکایت دارند و طالب کالاها و خدماتی‌اند که در کمترین وقت به نهایت کمکشان کند. آیا کالا و خدمات شما اینچنین ویژگی و خاصیتی دارد؟

-13 درباره قیمت هم که مسئله روشن است. مشتریان بهترین کیفیت و پایین‌ترین قیمت را می خواهند. البته فراموش نکنید که یک کسب و کار موفق بین این دو کفه ترازو، تعادل برقرار می‌سازد شما هم دقت کنید که کیفیت فدای قیمت ارزان نشود. و اگر کالا و خدماتی بتواند وضع مالی مشتری را بهبود بخشد، به مراتب پرطرفدارتر خواهد بود.

-14 روند بازاریابی یک کسب و کار مطرح و شناخته شده، مزیت‌هایی که به آن‌ها اشاره شد را به خانه مشتریان بالقوه می‌آورد. زمانی که می‌خواهید مشخصات برجسته کالایتان را معرفی کنید به منافع و مزیت‌های هر ویژگی اشاره نمایید.

-15 در پایان این که توسعه کسب و کار فیزیکی‌تان را به کسب و کار آن لاین از یاد نبرید. شبکه گسترده جهانی، رسانه‌ایست که به کسب و کارهای کوچک اجازه می‌‌دهد، به رایگان و یا با هزینه‌ای ناچیز در آن ظاهر شده خودشان را معرفی کنند. موتورهای جستجو، رنکینگ بالا در صفحات موتورهای جستجو و لیست‌های آنان و برقراری لینک‌های موثر از مجاری و روش‌های پررنگ نمودن حضور کسب و کارها در شبکه هستند.

جایگاه اهمیت و ضرورت کارآفرینی

کارآفرینی از محورهای اصلی رشد و توسعه است و از نظر برنامه‌ریزی توسعه اقتصادی و توسعه پایدار دارای اهمیت است، زیرا:

1ـ موجب ایجاد اشتغال می‌شود.

 2ـ موجب افزایش سود و سرمایه سرمایه‌گذاران می‌شود.

3ـ موجب دگرگونی ارزش‌ها و تحول ماهیت آنها می‌شود و ارزش‌های تازه‌ای بوجود می‌آورد.

4ـ موجب پر شدن خلاء و شکاف‌های بازار کار می‌شود، یعنی با توجه به دگرگونی شرایط بازار کار و فراهم شدن فرصت‌های تازه تصمیم‌های تازه‌ای گرفته می‌شود .

5ـ موجب گذر از رکود اقتصادی، جبران عقب ماندگی‌های اقتصادی و آسان شدن روند رشد و توسعه کشور می‌شود .

6ـ کارآفرینی به هنگام بحران و ناتوانی بخش خصوصی در ایجاد اشتغال  می‌تواند باعث جلوگیری از پس روی اقتصاد شود.

تهیه و تنظیم : امیرحسین